ترجمه "instability" به فارسی
ناپایداری, بی ثباتی, تزلزل بهترین ترجمه های "instability" به فارسی هستند.
instability
noun
دستور زبان
(uncountable) The quality of being unstable. [..]
-
ناپایداری
quality of being unstable
There won't be the instability, and I can prove it;
هیچ ناپایداری ای به وجود نمیاد
-
بی ثباتی
nounI think we have a real risk of instability.
و با کاهشی چنان شدید, فکر می کنم که بزودی با خطر بی ثباتی روبرو خواهیم شد.
-
تزلزل
-
ترجمه های کمتر
- سستی
- بلخش
- ناپایشتی
- لقی
- نااستواری
- اختلال مشاعر
- بی ارادگی
- بی تصمیمی
- جنب و لرز
- عدم تعادل
- عدم توازن
- عدم ثبات
- لق شدگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " instability " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "instability" با ترجمه به فارسی
-
ناپایداری گرانشی
-
رجوع شود به unstable
اضافه کردن مثال
اضافه کردن