ترجمه "instinct" به فارسی
غریزه, شم, استعداد بهترین ترجمه های "instinct" به فارسی هستند.
A natural or inherent impulse or behaviour. [..]
-
غریزه
nouna natural or inherent impulse or behaviour [..]
The popular instinct has never been deceived in it.
غریزه عمومی هرگز در این باره اشتباه نکرده است.
-
شم
It was a random shot, and yet the reporter's instinct was right.
تیری در تاریکی بود ولی شم خبرنگار درست تشخیص داده بود.
-
استعداد
nounYou have better instincts than any officer in the Lannister army.
تو بهتر از هر افسری در ارتش " لنیستر " استعداد داری.
-
ترجمه های کمتر
- سرشار
- سرشت
- پر
- آما
- (روانکاوی فروید: انگیزان آغازین روانی مانند ترس یا عشق یا خشم
- آکنده
- اقتضای طبیعت
- انگیزان زندگی Eros یا انگیزان مرگ Thanatos) در انگیزان
- درون راند
- مملو(از)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " instinct " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Instinct" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Instinct در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "instinct" با ترجمه به فارسی
-
ازروی شعوریافراست · ازروی غریزه · بطور غیر ارادی · بغریزه · خودبخود
-
بازتاب · واکنش
-
(روان کاوی) غریزه ی مرگ
-
غریزه اصلی
-
غریزه پرخاشگری
-
حس اول - غریزه اولیه
-
جبلی · درانگیز · درون راندی · سرشتی · غریزی · ناآموخته