ترجمه "instinctively" به فارسی

بغریزه, خودبخود, ازروی شعوریافراست بهترین ترجمه های "instinctively" به فارسی هستند.

instinctively adverb دستور زبان

Innately, by instinct, without being taught. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بغریزه

  • خودبخود

  • ازروی شعوریافراست

  • ترجمه های کمتر

    • ازروی غریزه
    • بطور غیر ارادی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " instinctively " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "instinctively" با ترجمه به فارسی

  • بازتاب · واکنش
  • (روان کاوی) غریزه ی مرگ
  • غریزه اصلی
  • (روانکاوی فروید: انگیزان آغازین روانی مانند ترس یا عشق یا خشم · آما · آکنده · استعداد · اقتضای طبیعت · انگیزان زندگی Eros یا انگیزان مرگ Thanatos) در انگیزان · درون راند · سرشار · سرشت · شم · غریزه · مملو(از) · پر
  • غریزه پرخاشگری
  • حس اول - غریزه اولیه
  • جبلی · درانگیز · درون راندی · سرشتی · غریزی · ناآموخته
  • (روانکاوی فروید: انگیزان آغازین روانی مانند ترس یا عشق یا خشم · آما · آکنده · استعداد · اقتضای طبیعت · انگیزان زندگی Eros یا انگیزان مرگ Thanatos) در انگیزان · درون راند · سرشار · سرشت · شم · غریزه · مملو(از) · پر
اضافه کردن

ترجمه های "instinctively" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه