ترجمه "institution" به فارسی
نهاد, سازمان, رسم بهترین ترجمه های "institution" به فارسی هستند.
An established organisation, especially one dedicated to education, public service, culture or the care of the destitute, poor etc. [..]
-
نهاد
nounStucture that has been organised for a certain scope (that can be for nor not for profit), which the legislation attributes a incorporated status.
Some of the greatest spies in the world have graduated from this institution.
برخی از بزرگترین جاسوس در جهان از این نهاد فارغ التحصیل شد.
-
سازمان
nounThese guys are masquerading as a federal institution.
این آقایان ماسک یک سازمان فدرال رو زده اند.
-
رسم
noun
-
ترجمه های کمتر
- بنیاد
- عرف
- سنت
- نوانخانه
- شروع
- اقدام
- برمانه
- درنهشت
- دیربازین
- دیرمانه
- (اصلاحات و بررسی و غیره) ایجاد
- (شخص یا چیز) سنتی
- از دیرباز
- بنیان گذاری
- روش متداول
- ساختمان موسسه یا بنیاد (وغیره)
- قانون مورد قبول همگان
- موسسه (عام المنفعه یا آموزشی یا علمی یا مذهبی)
- نهاد اجتماعی
- پی افکنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " institution " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
موسسه
nounThis institution came into being after the war.
این موسسه بعد از جنگ ایجاد شد.
عباراتی شبیه به "institution" با ترجمه به فارسی
-
موسسه عالی علوم وایزمن
-
مؤسسه مالی · موسسه مالی، نهاد مالی
-
مؤسسه فناوری ماساچوست
-
اقتصاد نهادگرایی
-
موسسه اسمیتسونین
-
نهادهاي كمكي · کارگزاریهای توسعه
-
آموزشگاه · موسسه اموزشی
-
موسسه فرهنگی علوی