ترجمه "institutionalism" به فارسی

(اعتقاد به اهمیت و سودمندی موسسات و نهادها) نهاد گرایی, نیک داری (فقیران و غیره) در سازمان های خیریه و تیمارگاه ها, نیک داری سازمانی بهترین ترجمه های "institutionalism" به فارسی هستند.

institutionalism noun دستور زبان

Adherence to the established religion, or to established codes of conduct [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (اعتقاد به اهمیت و سودمندی موسسات و نهادها) نهاد گرایی

  • نیک داری (فقیران و غیره) در سازمان های خیریه و تیمارگاه ها

  • نیک داری سازمانی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " institutionalism " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "institutionalism" با ترجمه به فارسی

  • (برای تیمار یا نگهداری یا بازداشت به موسسه یا زندان و غیره سپردن) تیمارگاهی کردن · (به صورت رسم یا سنت درآوردن) مرسوم کردن · برمانه کردن · به صورت عرف درآوردن · تراداد کردن · تیمارستانی کردن · زندانی کردن · متداول کردن
  • انجام شده، رسمی
اضافه کردن

ترجمه های "institutionalism" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه