ترجمه "institutional" به فارسی
سازمانی, نهادی, بنیادی بهترین ترجمه های "institutional" به فارسی هستند.
institutional
adjective
دستور زبان
Of, pertaining to, characteristic of, or organized along the lines of an institution. [..]
-
سازمانی
adjectiveSo we need to change that institutional culture.
خب لازم است كه ما این فرهنگ سازمانی را تغيير بدهيم.
-
نهادی
The liberal party said that marriage is an institution quite out of date, that it needs reconstruction;
حزب لیبرال عقیده داشت که ازدواج نهادی پوسیده است که باید اصلاح شود،
-
بنیادی
adjectiveAnd that is, why is it that countries with seemingly similar economies and institutions
و اون سوال اینه، چرا کشورهایی که بظاهر از نظر نظام های اقتصادی و بنیادی یکسان هستند،
-
ترجمه های کمتر
- درنهشتی
- وابسته به آگهی و تبلیغات که هدف آن بالا بردن شهرت موسسه است (نه زیاد کردن میزان فروش و غیره)
- وابسته به موسسه (نه فرد)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " institutional " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "institutional" با ترجمه به فارسی
-
موسسه عالی علوم وایزمن
-
مؤسسه مالی · موسسه مالی، نهاد مالی
-
موسسه
-
موسسه اسمیتسونین
-
نهادهاي كمكي · کارگزاریهای توسعه
-
آموزشگاه · موسسه اموزشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن