ترجمه "institutor" به فارسی

برگمارنده, بنیادگذار, موسس بهترین ترجمه های "institutor" به فارسی هستند.

institutor noun دستور زبان

One who institutes something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برگمارنده

  • بنیادگذار

  • موسس

  • بانی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " institutor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "institutor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه