ترجمه "instill" به فارسی
چکاندن, (با: in یا into) القا کردن, (به تدریج) نیوشاندن بهترین ترجمه های "instill" به فارسی هستند.
instill
verb
دستور زبان
To cause a quality to become part of someone's nature. [..]
-
چکاندن
-
(با: in یا into) القا کردن
-
(به تدریج) نیوشاندن
-
ترجمه های کمتر
- (در فکر کسی) جایگزین کردن
- جایگیر ساختن
- فرو کردن
- قطره قطره وارد کردن
- پا گذاشتن
- پایمال کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " instill " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "instill" با ترجمه به فارسی
-
تلقین تدریجی · ریزش تدریجی · چکانش · چیزی که کم کم بکسی بفهماند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن