ترجمه "instigant" به فارسی
مفسد ترجمه "instigant" به فارسی است.
instigant
noun
someone who deliberately foments trouble; "she was the instigator of their quarrel"
-
مفسد
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " instigant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "instigant" با ترجمه به فارسی
-
افساد · انگیزش · انگیزه · تحريك · تحریک · وادارسازی
-
(به ویژه برای کارهای بد) برانگیختن · اغوا کردن · به شورش تحریک کردن · تحریک کردن · شوراندن
-
انگیزنده · انگیزه خواب · شرراه انداز · مفسد · پیشینه خواب سابقه خواب
-
(به ویژه برای کارهای بد) برانگیختن · اغوا کردن · به شورش تحریک کردن · تحریک کردن · شوراندن
-
(به ویژه برای کارهای بد) برانگیختن · اغوا کردن · به شورش تحریک کردن · تحریک کردن · شوراندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن