ترجمه "instead" به فارسی

در عوض, به جای بهترین ترجمه های "instead" به فارسی هستند.

instead adverb دستور زبان

In the place of something (usually mentioned earlier); as a substitute or alternative [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • در عوض

    I can't see you doing this for someone else instead.

    نميتونم ببينم در عوض اين کارو براي يکي ديگه ميکني

  • به جای

    adposition

    I learned French instead of German.

    من به جای آلمانی، فرانسه آموختم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " instead " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "instead" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "instead" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه