ترجمه "instead" به فارسی
در عوض, به جای بهترین ترجمه های "instead" به فارسی هستند.
instead
adverb
دستور زبان
In the place of something (usually mentioned earlier); as a substitute or alternative [..]
-
در عوض
I can't see you doing this for someone else instead.
نميتونم ببينم در عوض اين کارو براي يکي ديگه ميکني
-
به جای
adpositionI learned French instead of German.
من به جای آلمانی، فرانسه آموختم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " instead " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "instead" با ترجمه به فارسی
-
الگوهای بیمار برای یک درمانگر پویشی فقط به «اوضاع چطوره» محدود نمیشود بلکه برعکس مضوع باالقوه معنادار شک درمانگر کنجکاو میشود.
-
به جای
-
به جای
-
به جای
-
به جای
-
به جای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن