ترجمه "instate" به فارسی
گماردن, (رتبه یا مقام یا موقعیت ویژه ای دادن به) منصوب کردن, (مهجور) دارا کردن بهترین ترجمه های "instate" به فارسی هستند.
instate
verb
دستور زبان
(transitive) to install someone in office; to induct [..]
-
گماردن
-
(رتبه یا مقام یا موقعیت ویژه ای دادن به) منصوب کردن
-
(مهجور) دارا کردن
-
بهره مند کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " instate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن