ترجمه "Instantly" به فارسی
در دَم، بر فور، در یک آن، در چشم بهم زدنی, دشر دَم، بر فور، در یک آن، در چشم بهم زدنی, فورا بهترین ترجمه های "Instantly" به فارسی هستند.
Instantly
-
در دَم، بر فور، در یک آن، در چشم بهم زدنی
-
دشر دَم، بر فور، در یک آن، در چشم بهم زدنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Instantly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
instantly
adverb
دستور زبان
At once; without delay. [..]
-
فورا
You must instantly be obedient, still, and quiet.
باید فورا آرام بگیری، ساکت شوی، و دستور مرا اجرا کنی.
-
(قدیمی) مصرانه
-
برفور، بلافاصله، بفور، بی درنگ
-
ترجمه های کمتر
- به مجرد اینکه
- به محض اینکه
- بی درنگ
- در یک آن
- در یک لحظه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن