ترجمه "instructor" به فارسی

معلم, مربی, آموزگار بهترین ترجمه های "instructor" به فارسی هستند.

instructor noun دستور زبان

One who instructs; a teacher [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • معلم

    noun

    The English instructor said that my last paper shows an unusual amount of originality.

    معلم انگلیسی به من گفت که آخرین نوشته من عالی و سرشار از نوآوری بوده.

  • مربی

    noun

    Just months ago, I was a dive instructor.

    همین چند ماه پیش ، مربی شنا بودم

  • آموزگار

    noun

    How could your past instructor teach you to dance - but not teach you to walk?

    چطوري آموزگار قبليت رقصيدن يادت داده ، بدونه اينکه قدم برداشتن رو بهت ياد بده ؟

  • ترجمه های کمتر

    • مدرس
    • دبیر
    • آموزشیار
    • اموزگار
    • پرهیختار
    • (دانشگاه : رتبه ی پایین تر از استادیار) مدرس
    • یاد دهنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " instructor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "instructor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "instructor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه