ترجمه "insularity" به فارسی

محدویت, تنگ نظری, جزیره نشینی بهترین ترجمه های "insularity" به فارسی هستند.

insularity noun دستور زبان

The quality or property of being insular. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محدویت

  • تنگ نظری

    this isn't some retreat into insularity, no.

    این حتی برگشت به تنگ نظری هم نیست، نه

  • جزیره نشینی

  • ترجمه های کمتر

    • وابستگی به جزیره حالت جزیره ای
    • کوته فکری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " insularity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "insularity" با ترجمه به فارسی

  • ناحیه جزیرهای
  • تنگ نظری · محدویت · نظر تنگی · کوته فکری
  • (پزشکی) دارای لکه های جدا از هم · آبخست زی · آبخستی · بخشی · تنها · تنگ نظر · تنگ نظرانه · جدا · جزیره ای · دور افتاده · ساکن جزیره · منزوی · وابسته به جزایر لانگرهانس (Langerhans) · وابسته به یا به شکل جزیره · واقع در جزیره · کوته بینانه · کوته فکرانه · کوته نظر
اضافه کردن

ترجمه های "insularity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه