ترجمه "insufflation" به فارسی
دمیدن, فوت, داخل کردن گازیا بخاردر گودالی از تن بهترین ترجمه های "insufflation" به فارسی هستند.
insufflation
noun
دستور زبان
The action of breathing or blowing into or on. [..]
-
دمیدن
verb -
فوت
noun -
داخل کردن گازیا بخاردر گودالی از تن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " insufflation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "insufflation" با ترجمه به فارسی
-
(در درون چیزی) دمیدن · (پزشکی) دمیدن بخار (یا پودر و غیره) در یکی از سوراخ های بدن · باد کردن · در دمیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن