ترجمه "insufficiency" به فارسی

قلت, نابسندگی, کمبود بهترین ترجمه های "insufficiency" به فارسی هستند.

insufficiency noun دستور زبان

The lack of sufficiency; the shortage or inadequacy of. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قلت

    noun
  • نابسندگی

    noun
  • کمبود

    noun

    A shortage or absence of what is needed.

    Acute adrenal insufficiency could cause a temporary coma.

    کمبود ترشحات غدد فوق کليوي ميتونه باعث کماي موقت بشه

  • ترجمه های کمتر

    • نقص
    • کمی
    • (به ویژه در مورد قلب و رگ ها) نارسایی
    • عدم تکافو
    • عدم کفایت
    • کافی نبودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " insufficiency " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "insufficiency" با ترجمه به فارسی

  • (پزشکی) ناتوانی سرخرگ های قلب در رساندن خون به عضلات قلب
  • بی کفایتی · عدم کفایت · نابسندگی · ناشایستگی · کمی
  • غیرکافی · نابسنده · نارسا · ناکافی · کم
  • آريتمي · آپوپلكسي · اختلالات فشار خون · اختلالات قلبي-عروقي · اختلالات مغزي-عروقي · اختلالات گردش خوني · بیماریهای قلبی-عروقی · تنگي رگ · زيرايستايي · سكته مغزي · سياتوز · ناكارايي عروقي · هماتوم
  • نارسایی مزمن وریدی
  • بطور غیر کافی · کم
  • نارسایی دریچه میترال
  • بطور غیر کافی · کم
اضافه کردن

ترجمه های "insufficiency" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه