ترجمه "insufferable" به فارسی
تاب نیاوردنی, تحمل ناپذیر, طاقت فرسا بهترین ترجمه های "insufferable" به فارسی هستند.
insufferable
adjective
دستور زبان
Not sufferable; difficult or impossible to endure. [..]
-
تاب نیاوردنی
-
تحمل ناپذیر
Now, since her return from Moscow, she had come to feel this set insufferable.
اما دیگر از هنگام بازگشت وی از مسکو، این اجتماع برایش تحمل ناپذیر شده بود.
-
طاقت فرسا
-
ترجمه های کمتر
- غیر قابل تحمل
- غیر قابل قبول
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " insufferable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "insufferable" با ترجمه به فارسی
-
بطور تحمل ناپذیر · چنانکه نتوان بان تن در داد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن