ترجمه "insubordinate" به فارسی
سرکش, متمرد, خودسر بهترین ترجمه های "insubordinate" به فارسی هستند.
insubordinate
adjective
دستور زبان
rebellious or defiant to authority [..]
-
سرکش
adjectiveReckless, insubordinate and irresponsible.
بي پروا ، سرکش و بي مسوولانه.
-
متمرد
-
خودسر
-
ترجمه های کمتر
- مقاومتی
- نافرمان
- نامطیع
- نا فرمان
- گردن کش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " insubordinate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "insubordinate" با ترجمه به فارسی
-
سر پیچی · سرپیچی · سرکشی · نافرمانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن