ترجمه "insulate" به فارسی
جدا کردن, روکش کردن (سیم), عایق بندی کردن بهترین ترجمه های "insulate" به فارسی هستند.
insulate
verb
دستور زبان
To separate, detach, or isolate. [..]
-
جدا کردن
verbnot insulating them from it.
نه جدا کردن آنها از طبیعت.
-
روکش کردن (سیم)
-
عایق بندی کردن
-
ترجمه های کمتر
- عایق سازی کردن
- مجزا کردن
- منزوی کردن
- نارسانا کردن
- ناگذرا کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " insulate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "insulate" با ترجمه به فارسی
-
ایجاد سد عاطفی
-
ترانزیستور دو قطبی با درگاه عایقشده
-
پانل عایق سازهای
-
عایق گذاری، جدا کردن
-
جدا کننده · عایق · عایق کننده · مقره · نارسان
-
تخته عايقسازي · تختههای فیبر
-
عایق حرارتی
-
مصالح عایقبندی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن