ترجمه "integrate" به فارسی

هامیدن, گنجاندن, (با گردآوری همه ی بخش ها) کامل کردن بهترین ترجمه های "integrate" به فارسی هستند.

integrate verb دستور زبان

To form into one whole; to make entire; to complete; to renew; to restore; to perfect. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هامیدن

  • گنجاندن

  • (با گردآوری همه ی بخش ها) کامل کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (برای رفع تبعیض نژادی یا مذهبی و غیره) عمومی کردن
    • (روان شناسی) یکپارچه کردن (از نظر شخصیت و روان)
    • (ریاضی) انتگرال گرفتن
    • ادغام کردن
    • انسجام بخشیدن
    • بندک کردن
    • به روی همه باز کردن
    • ترکیب کردن
    • تلفیق کردن
    • تکمیل کردن
    • جا دادن
    • سازور کردن
    • منسجم کردن
    • نظام بخشیدن
    • هم آمیز کردن
    • هماگن کردن
    • همبسته کردن
    • همساز کردن
    • وارد کردن
    • یکپارچه کردن
    • یکی کردن
    • یگانه کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " integrate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Integrate
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یک پارچه

عباراتی شبیه به "integrate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "integrate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه