ترجمه "integrally" به فارسی
بتمامی, تماما, درست بهترین ترجمه های "integrally" به فارسی هستند.
integrally
adverb
دستور زبان
In an integral manner [..]
-
بتمامی
-
تماما
-
درست
adjectiveWe have a relationship built on honesty and integrity.
ما يه رابطه ساختيم بر اساس صداقت و درستي.
-
بصورت عدد صحیح
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " integrally " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "integrally" با ترجمه به فارسی
-
تولید یک پارچه
-
ادغام از این به بعد، ادغام عمودی به پایین
-
شرح، کشف، و یکپارچهسازی فراگیر
-
برنامه ی کنترل یکپارچه ی مدیریت
-
نقش ترکیبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن