ترجمه "intellectual" به فارسی
روشنفکری, عقلانی, فکری بهترین ترجمه های "intellectual" به فارسی هستند.
Belonging to, or performed by, the intellect; mental; as, intellectual powers, activities, etc. [..]
-
روشنفکری
intelligent person, interested in intellectual matters [..]
A movement caused sweat on a wide, intellectual brow to flash suddenly out of the dimness.
اندک حرکتی سبب شد که یک پیشانی عرق کردهی بلند و روشنفکری ناگهان از میان تاریکی بدرخشد.
-
عقلانی
adjectiveShe experimented with a few intellectuals, but found them wanting.
، او با کمی نیروی عقلانی. چیزی را که میخواست ، یافت
-
فکری
Fearing the possible consequences of such compression to the intellectual organs.
چون میترسید که از چنین فشاری به اعضای مغزی و فکری بچهها لطمهای وارد شود.
-
ترجمه های کمتر
- روشنفکر
- روشنفکرانه
- هوشمندانه
- اندیشمند
- خردمند
- خردمندانه
- اندیشمندانه
- اندیشور
- اندیشورانه
- خردورزانه
- سگالشی
- تفکری
- معقول
- منطقی
- فروهیده (پیرو خرد نه احساسات)
- قوه درک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intellectual " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intellectual" با ترجمه به فارسی
-
تعقل
-
مالکیت فکری و معنوی
-
۱ . اصول و یا تمرین افرادی که با انضباط فردی جدی , پرهیز از ریاضت و ریاضت به خاطر انضباط روحی یا معنوی وارد عمل میشوند , بیشتر در مورد ریاضت در قرآن وجود ندارد . به خاطر داشته باشید که زندگی
-
حقوق مالکیت معنوی
-
مالکیت فکری
-
بیکاری تحصیلکرده ها
-
خوراک · غذا
-
اندیشمندی · اندیشوری · خردمندی · خردگرایی (رجوع شود به rationalism) · روشنفکری