ترجمه "intention" به فارسی

قصد, منظور, مقصود بهترین ترجمه های "intention" به فارسی هستند.

intention noun دستور زبان

A course of action that a person intends to follow. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قصد

    noun

    course intended to follow

    She's intent on going to New York to study fashion.

    او قصد دارد برای تحصیل در زمینه مد به نیویورک برود.

  • منظور

    noun

    course intended to follow

    But Mi'sov fancied that it was all done with intentional impressiveness.

    میوسوف این طور میپنداشت که همهٔ این تشریفات برای منظور خاصی بر طبق نقشه معینی صورت میگیرد.

  • مقصود

    noun

    An anticipated outcome that is intended to obtain or that guides your planned actions.

    I was gratified by the way she blanched at his obvious intent.

    از اینکه به خاطر مقصود آشکار او رنگ بلا پرید خوشنود شدم.

  • ترجمه های کمتر

    • مفهوم
    • نیت
    • هدف
    • عزم
    • اراده
    • معنی
    • آرش
    • فرایافت
    • یازش
    • چم
    • مرام
    • صفحه
    • آهنگ
    • (جراحی : چگونگی التیام زخم) زخم جوشی
    • (جمع) قصد ازدواج
    • (فلسفه : برداشت یا تصویر کلی که هنگام توجه فکر به یک شی ایجاد می شود) التفات
    • (نادر) فحوا
    • خواسته
    • دل خواست
    • میزان گوشت آوری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intention " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Intention
+ اضافه کردن

"Intention" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Intention در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "intention" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق : وضع روانی و هدف شخص هنگام انجام یا ارتکاب) نیت · آرش · آهنگیده · تصمیم · جدی · خواسته · خیره · رجوع شود به intention · شدید · عزم · فربود · قصد · متوجه · مرام · مشتاقانه · مصمم · معنی · مفهوم · مقصود · ملتزم به، متعهد به · منظور · نیت · هدف · پراراده · چم
  • توجه · جدیت · سرگرمی · سعی · ملازمت
  • آهنگانه · از روی قصد · خودخواسته · دانسته · دستی · عمدی · قصدی · وابسته به قصد و منظور · یازشی
  • (معمولا به صورت پسوند و با هایفن) دارای قصد به خصوص · - خواه · با نیت ...
  • پیش بینی تمایل خریدار
  • تقریباً، بمعنی واقعی کلمه، عاقبه الامر، بهر تقدیر به آنجا رسید که
  • خیرخواه · خیرخواهانه · دارای حسن نیت · نیکخواه
  • با تصمیم · با سعی و کوشش · جدا · سرگرمانه · مشتاقانه
اضافه کردن

ترجمه های "intention" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه