ترجمه "intentioned" به فارسی
(معمولا به صورت پسوند و با هایفن) دارای قصد به خصوص, - خواه, با نیت ... بهترین ترجمه های "intentioned" به فارسی هستند.
intentioned
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of intention. [..]
-
(معمولا به صورت پسوند و با هایفن) دارای قصد به خصوص
-
- خواه
-
با نیت ...
The intention with which he had done what he had done
کاری را با نیت پاکی به عهده گرفته بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intentioned " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intentioned" با ترجمه به فارسی
-
(حقوق : وضع روانی و هدف شخص هنگام انجام یا ارتکاب) نیت · آرش · آهنگیده · تصمیم · جدی · خواسته · خیره · رجوع شود به intention · شدید · عزم · فربود · قصد · متوجه · مرام · مشتاقانه · مصمم · معنی · مفهوم · مقصود · ملتزم به، متعهد به · منظور · نیت · هدف · پراراده · چم
-
توجه · جدیت · سرگرمی · سعی · ملازمت
-
آهنگانه · از روی قصد · خودخواسته · دانسته · دستی · عمدی · قصدی · وابسته به قصد و منظور · یازشی
-
(جراحی : چگونگی التیام زخم) زخم جوشی · (جمع) قصد ازدواج · (فلسفه : برداشت یا تصویر کلی که هنگام توجه فکر به یک شی ایجاد می شود) التفات · (نادر) فحوا · آرش · آهنگ · اراده · خواسته · دل خواست · صفحه · عزم · فرایافت · قصد · مرام · معنی · مفهوم · مقصود · منظور · میزان گوشت آوری · نیت · هدف · چم · یازش
-
پیش بینی تمایل خریدار
-
تقریباً، بمعنی واقعی کلمه، عاقبه الامر، بهر تقدیر به آنجا رسید که
-
خیرخواه · خیرخواهانه · دارای حسن نیت · نیکخواه
-
با تصمیم · با سعی و کوشش · جدا · سرگرمانه · مشتاقانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن