ترجمه "intentional" به فارسی

عمدی, قصدی, آهنگانه بهترین ترجمه های "intentional" به فارسی هستند.

intentional adjective دستور زبان

Intended or planned; done deliberately or voluntarily. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عمدی

    adjective

    done with intent [..]

    What could all this mean but an intentional affront?

    معنای همهی اینها چه بود جز توهین عمدی؟

  • قصدی

    adjective

    I have no intention to grieve or pain you indeed, I have not.

    من به هیچ وجه قصدم غصه دار کردن و یا رنجاندن تو نیست؛ واقعاً چنین قصدی ندارم.

  • آهنگانه

  • ترجمه های کمتر

    • یازشی
    • خودخواسته
    • دانسته
    • دستی
    • از روی قصد
    • وابسته به قصد و منظور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intentional " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "intentional" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق : وضع روانی و هدف شخص هنگام انجام یا ارتکاب) نیت · آرش · آهنگیده · تصمیم · جدی · خواسته · خیره · رجوع شود به intention · شدید · عزم · فربود · قصد · متوجه · مرام · مشتاقانه · مصمم · معنی · مفهوم · مقصود · ملتزم به، متعهد به · منظور · نیت · هدف · پراراده · چم
  • توجه · جدیت · سرگرمی · سعی · ملازمت
  • (معمولا به صورت پسوند و با هایفن) دارای قصد به خصوص · - خواه · با نیت ...
  • (جراحی : چگونگی التیام زخم) زخم جوشی · (جمع) قصد ازدواج · (فلسفه : برداشت یا تصویر کلی که هنگام توجه فکر به یک شی ایجاد می شود) التفات · (نادر) فحوا · آرش · آهنگ · اراده · خواسته · دل خواست · صفحه · عزم · فرایافت · قصد · مرام · معنی · مفهوم · مقصود · منظور · میزان گوشت آوری · نیت · هدف · چم · یازش
  • پیش بینی تمایل خریدار
  • تقریباً، بمعنی واقعی کلمه، عاقبه الامر، بهر تقدیر به آنجا رسید که
  • خیرخواه · خیرخواهانه · دارای حسن نیت · نیکخواه
  • با تصمیم · با سعی و کوشش · جدا · سرگرمانه · مشتاقانه
اضافه کردن

ترجمه های "intentional" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه