ترجمه "intensively" به فارسی
زیاد, بطورعلمی, بشدت بهترین ترجمه های "intensively" به فارسی هستند.
intensively
adverb
دستور زبان
In an intensive way. [..]
-
زیاد
adjective verbIt became, you know, at some point it was really, really intense.
میدونید ، این خیلی خیلی زیاد شده بود.
-
بطورعلمی
-
بشدت
And I'm intensely grateful for the opportunity to speak to you today.
و بشدت سپاسگزار هستم كه امروز موقعيت صحبت كردن در اينجا را دارم.
-
ترجمه های کمتر
- سخت
- با تشدیدیا تاکید
- باتوجه و سرمایه زیاد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intensively " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intensively" با ترجمه به فارسی
-
(اقتصاد) سرمایه بر (نیازمند به سرمایه گذاری زیاد و معمولا کارگر کم - در مقایسه با labor intensive یا کاربر که نیاز به کارگران زیاد دارد)
-
كشاورزي متراكم
-
شدت کار
-
زیادی · سختی · شدت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن