ترجمه "inter" به فارسی

دفن کردن, اینتر, به خاک سپردن بهترین ترجمه های "inter" به فارسی هستند.

inter verb دستور زبان

To bury in a grave. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دفن کردن

    verb

    in london lies a knight a pope interred

    در لندن خوابيده است شواليه اي که پاپ دفن کرده است

  • اینتر

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

    Even we know this inter and all!

    حتی ما می دانیم این اینتر و AII!

  • به خاک سپردن

  • ترجمه های کمتر

    • خاک کردن
    • مدفون ساختن
    • مقبره ساختن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "inter"

عباراتی شبیه به "inter" با ترجمه به فارسی

  • آي.بي.دي
  • اندر [interact] · برهم · بین [international] · درهم · متقابل · میان
  • فایل قالب بندی داده های تعاملی
  • (لاتین) ارشد همردیفان · اولی بین برابرها · سرور همتایان
  • آیین تدفین · به خاکسپاری · تدفین · خاکسپاری · دفن
  • (لاتین) در میان اشخاص دیگر
  • وامداری متقابل، دین متقابل به یکدیگر
  • (لاتین) ضمنا · در میان چیزهای دیگر
اضافه کردن

ترجمه های "inter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه