ترجمه "interment" به فارسی
دفن, تدفین, به خاکسپاری بهترین ترجمه های "interment" به فارسی هستند.
interment
noun
دستور زبان
The act of burying a dead body; burial. [..]
-
دفن
nounIt seems that on the night succeeding the interment, feeblevoices were heard calling from the well.
ظاهرا شب بعد از دفن اجساد، از قعر چاه نالههای ضعیفی شنیده میشد که یاری میطلبیدند.
-
تدفین
nounfinally, accomplished the interment of the deceased Roger Cly in its own way, and highly to its own satisfaction.
عاقبت به سبک و سیاق خود و رضایت کامل خویش تدفین راجر کل ای فقید را سرو سامانی داد.
-
به خاکسپاری
noun
-
ترجمه های کمتر
- خاکسپاری
- آیین تدفین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "interment" با ترجمه به فارسی
-
آي.بي.دي
-
اندر [interact] · برهم · بین [international] · درهم · متقابل · میان
-
فایل قالب بندی داده های تعاملی
-
(لاتین) ارشد همردیفان · اولی بین برابرها · سرور همتایان
-
(لاتین) در میان اشخاص دیگر
-
وامداری متقابل، دین متقابل به یکدیگر
-
(لاتین) ضمنا · در میان چیزهای دیگر
-
(لاتین) میان خودمان · در بین ما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن