ترجمه "interminable" به فارسی

طولانی, بی پایان, تمام نشدنی بهترین ترجمه های "interminable" به فارسی هستند.

interminable adjective دستور زبان

Existing or occurring without interruption or end; ceaseless, unending. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طولانی

    adverb

    began the interminable burr of the dial tone.

    صدای طولانی و خستهکنندهی بوق تلفن شنیده میشد.

  • بی پایان

  • تمام نشدنی

    The ride on the prison bus was interminable

    سفر با اتوبوس زندان، به نظر بی انتها و تمام نشدنی میآمد.

  • ترجمه های کمتر

    • خسته کننده
    • ملالت آور
    • پایان ناپذیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " interminable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "interminable" با ترجمه به فارسی

  • درازی زیاد · پایان ناپذیری
  • بی پایان
  • بطور بسیار دراز · بطور پایان ناپذیر · چنانکه تمام نشود
اضافه کردن

ترجمه های "interminable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه