ترجمه "intermit" به فارسی
پستادارکردن, ادواری کردن یا شدن, دارای وقفه کردن یا شدن بهترین ترجمه های "intermit" به فارسی هستند.
intermit
verb
دستور زبان
(transitive, now rare) To interrupt, to stop or cease temporarily or periodically; to suspend. [..]
-
پستادارکردن
-
ادواری کردن یا شدن
-
دارای وقفه کردن یا شدن
-
ترجمه های کمتر
- قطع کردن
- متناوب کردن یا شدن
- متوقف کردن
- نوبت داشتن
- نوبت شدن
- پستامند کردن
- گاه ایستا کردن یا شدن
- گاهوار کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intermit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن