ترجمه "intermediatory" به فارسی

اصلاحی, مصلحانه, واسطه ای بهترین ترجمه های "intermediatory" به فارسی هستند.

intermediatory adjective دستور زبان

Having the function of intermediating; mediatory.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اصلاحی

  • مصلحانه

  • واسطه ای

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intermediatory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "intermediatory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه