ترجمه "intercession" به فارسی
شفاعت, وساطت, پادرمیانی بهترین ترجمه های "intercession" به فارسی هستند.
intercession
noun
دستور زبان
The act of intervening or mediating between two parties [..]
-
شفاعت
nounreligious prayer for acts upon others
As significant as these trials can be, they must not distract us from rejoicing in and celebrating Christ’s supernal intercession in our behalf.
اگرچه این چالش ها میتوانند با اهمیّت باشند، ولی نباید از سُرور مان و جشن شفاعت مسیح ما را باز دارند.
-
وساطت
At my intercession he would be released.
او از من میخواست تا وساطت کنم که دوستش را ببخشند و رها سازند.
-
پادرمیانی
noun
-
ترجمه های کمتر
- آشتیگری
- میانگیری
- پایمردی
- دعای خیر
- ریش سفیدی
- میانجی گری
- پا در میانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intercession " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن