ترجمه "intercontinental" به فارسی
اینترکنتیننتال, (وابسته به یا رفت و آمد کننده میان دو یا چند قاره) میان اقلیمی, قاره پیما بهترین ترجمه های "intercontinental" به فارسی هستند.
intercontinental
adjective
دستور زبان
Taking place between two or more continents. [..]
-
اینترکنتیننتال
-
(وابسته به یا رفت و آمد کننده میان دو یا چند قاره) میان اقلیمی
-
قاره پیما
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intercontinental " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intercontinental" با ترجمه به فارسی
-
موشک بالستیک قارهپیما
-
فرودگاه بین قارهای جرج بوش هیوستون
-
فرودگاه بین قارهای جرج بوش هیوستون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن