ترجمه "intercontinental" به فارسی

اینترکنتیننتال, (وابسته به یا رفت و آمد کننده میان دو یا چند قاره) میان اقلیمی, قاره پیما بهترین ترجمه های "intercontinental" به فارسی هستند.

intercontinental adjective دستور زبان

Taking place between two or more continents. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اینترکنتیننتال

  • (وابسته به یا رفت و آمد کننده میان دو یا چند قاره) میان اقلیمی

  • قاره پیما

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intercontinental " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "intercontinental" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "intercontinental" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه