ترجمه "interconnect" به فارسی

به هم وصل کردن یا بودن, به هم پیوستن, هم پیوند کردن یا بودن بهترین ترجمه های "interconnect" به فارسی هستند.

interconnect verb دستور زبان

(transitive) To connect to one another. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • به هم وصل کردن یا بودن

  • به هم پیوستن

  • هم پیوند کردن یا بودن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " interconnect " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "interconnect" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "interconnect" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه