ترجمه "intercommunicate" به فارسی

(در داخل ساختمان یا کشتی یا هواپیما و غیره با هم مخابره کردن) هم پیام گیری کردن, (دو یا چند اتاق و غیره) به هم راه داشتن, آگه رسانی کردن بهترین ترجمه های "intercommunicate" به فارسی هستند.

intercommunicate verb دستور زبان

To communicate, one with another [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (در داخل ساختمان یا کشتی یا هواپیما و غیره با هم مخابره کردن) هم پیام گیری کردن

  • (دو یا چند اتاق و غیره) به هم راه داشتن

  • آگه رسانی کردن

  • ترجمه های کمتر

    • ارتباط متقابل داشتن
    • مرتبط بودن با
    • هم پیام شدن
    • هم پیامی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intercommunicate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "intercommunicate" با ترجمه به فارسی

  • ارتباط · ارتباط مشترک · امد و شد · مراوده · معاماه · گفتگو
  • اشتراک · جمع المالی
  • ارتباط · ارتباط مشترک · امد و شد · مراوده · معاماه · گفتگو
اضافه کردن

ترجمه های "intercommunicate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه