ترجمه "intersection" به فارسی
تقاطع, اشتراک, چهار راه بهترین ترجمه های "intersection" به فارسی هستند.
The junction of two (or more) paths, streets, highways, or other thoroughfares. [..]
-
تقاطع
nounroad junction where two or more roads either meet or cross at grade
Thecloister, that cloister, is the point of intersection of horrors.
صومعه، همان صومعه، مرکز تقاطع جنایات و وحشتهاست.
-
اشتراک
concept in mathematics specific to the field of set theory
The source tables intersect with the destination table
اشتراک جدولهای مبدأ با جدول مقصد
-
چهار راه
Javert at the corner of the intersection of the streets perhaps.
پنجههای مخوفی برای گرفتن گریبانش مهیا هستند و ژاور هم سر چهار راه منتظرش است.
-
ترجمه های کمتر
- همبری
- تلاقی
- میانبری
- همبرش
- مقطع
- (ریاضی) فصل مشترک
- (محل تقاطع دو یا چند خط یا راه یا خیابان و غیره) همبرگاه
- دو نیم سازی
- چهارراه (یا دوراهی یا چندراهی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intersection " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Intersection (film)
"Intersection" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Intersection در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "intersection"
عباراتی شبیه به "intersection" با ترجمه به فارسی
-
از وسط قطع كردن · بریدن · دو قطعه کردن · دو نیم کردن · قطع کردن · میانبر کردن · هم بر بودن · همدیگر را قطع کردن
-
از یکدیگر گذرنده · متقاطع · یکی در میان
-
یکی در میان
-
(میان نواحی یا بخش های مختلف) میان بخشی · بین ناحیه ای · همبرساز · وابسته به همبری (تقاطع)
-
تقاطع همسطح