ترجمه "intersectant" به فارسی
یکی در میان ترجمه "intersectant" به فارسی است.
intersectant
adjective
crossed or intersected in the form of an X
-
یکی در میان
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intersectant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intersectant" با ترجمه به فارسی
-
از وسط قطع كردن · بریدن · دو قطعه کردن · دو نیم کردن · قطع کردن · میانبر کردن · هم بر بودن · همدیگر را قطع کردن
-
(ریاضی) فصل مشترک · (محل تقاطع دو یا چند خط یا راه یا خیابان و غیره) همبرگاه · اشتراک · تقاطع · تلاقی · دو نیم سازی · مقطع · میانبری · همبرش · همبری · چهار راه · چهارراه (یا دوراهی یا چندراهی)
-
از یکدیگر گذرنده · متقاطع · یکی در میان
-
(میان نواحی یا بخش های مختلف) میان بخشی · بین ناحیه ای · همبرساز · وابسته به همبری (تقاطع)
-
تقاطع همسطح
اضافه کردن مثال
اضافه کردن