ترجمه "intrinsically" به فارسی

ذاتا, حقیقه, اصلا بهترین ترجمه های "intrinsically" به فارسی هستند.

intrinsically adverb دستور زبان

In an intrinsic manner; internally; essentially. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ذاتا

    And in this sense, science is intrinsically conservative.

    و از اين جنبه دانش ذاتا پايدار است.

  • حقیقه

  • اصلا

  • فی حد ذاته

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intrinsically " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "intrinsically" با ترجمه به فارسی

  • نیمهرسانای ذاتی
  • پاداش درونی
  • (وابسته به نهاد و ارزش یا ماهیت درونی هر چیز و نه به عوامل خارجی) درون خیز · (کالبدشناسی) درون اندامی (واقع در یا وابسته به یک بخش یا اندام بخصوص) · اصلی · باطنی · درون زاد · درونی · درونین (در برابر: برون خیزextrinsic) · ذاتی · غریزی · نهادی · گوهرین
  • (تنکرد شناسی) سازه ی درون خیز
  • یادداشتهای درونی
  • (وابسته به نهاد و ارزش یا ماهیت درونی هر چیز و نه به عوامل خارجی) درون خیز · (کالبدشناسی) درون اندامی (واقع در یا وابسته به یک بخش یا اندام بخصوص) · اصلی · باطنی · درون زاد · درونی · درونین (در برابر: برون خیزextrinsic) · ذاتی · غریزی · نهادی · گوهرین
  • (وابسته به نهاد و ارزش یا ماهیت درونی هر چیز و نه به عوامل خارجی) درون خیز · (کالبدشناسی) درون اندامی (واقع در یا وابسته به یک بخش یا اندام بخصوص) · اصلی · باطنی · درون زاد · درونی · درونین (در برابر: برون خیزextrinsic) · ذاتی · غریزی · نهادی · گوهرین
اضافه کردن

ترجمه های "intrinsically" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه