ترجمه "inundation" به فارسی

سیل, طغیان آب, آبروبی بهترین ترجمه های "inundation" به فارسی هستند.

inundation noun دستور زبان

The act of inundating, or the state of being inundated; an overflow; a flood; a rising and spreading of water over grounds. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیل

    noun

    Overnight, more than 40,000 homes were inundated, including dozens of our brothers’ homes.

    تنها در طول یک شب، ساکنان بیش از ۴۰٬۰۰۰ خانه، از جمله بسیاری از برادرانمان، در اثر سیل و طوفان شدید بیخانمان شدند.

  • طغیان آب

  • آبروبی

  • ترجمه های کمتر

    • سيلاب
    • سیلها
    • سیلاب
    • هجوم
    • طغیان اب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inundation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Inundation proper

One of the three seasons of Ancient Egypt.

+ اضافه کردن

"Inundation" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Inundation در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "inundation" با ترجمه به فارسی

  • (به ویژه به صورت مجهول) اشباع کردن · (در چیزی) غرقه کردن · آب بستن به · از آب پوشیده کردن · اشباع کردن · زیر آب بردن · سیل زده کردن · سیل گرفتن · طغیان کردن · غرق کردن · غرقه کردن · مستغرق شدن
  • سرشار · سیل مانند · لبریز
  • سیلها (طغیانهای آب)
اضافه کردن

ترجمه های "inundation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه