ترجمه "inure" به فارسی
(به ویژه کارهای دشوار یا ناخوشایند) خو دادن, آموخته کردن, به مرحله ی اجرا درآمدن بهترین ترجمه های "inure" به فارسی هستند.
inure
verb
دستور زبان
(transitive) To cause (someone) to become accustomed (to something); to habituate. [from 16th c.] [..]
-
(به ویژه کارهای دشوار یا ناخوشایند) خو دادن
-
آموخته کردن
-
به مرحله ی اجرا درآمدن
-
ترجمه های کمتر
- به کار افتادن
- عادت کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inure " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inure" با ترجمه به فارسی
-
خو کردکی · خو گرفتگی · معتاد سازی · پینه خوردگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن