ترجمه "invade" به فارسی
برتاختن, (با جنگ و قشون) گرفتن, (وارد چیزی شدن و در آن پراکنده شدن معمولا با اثر بد) فرا گرفتن بهترین ترجمه های "invade" به فارسی هستند.
invade
verb
دستور زبان
(transitive) To move into. [..]
-
برتاختن
-
(با جنگ و قشون) گرفتن
-
(وارد چیزی شدن و در آن پراکنده شدن معمولا با اثر بد) فرا گرفتن
-
ترجمه های کمتر
- بی اجازه داخل شدن
- تاخت و تاز کردن
- تجاوز (نظامی) کردن
- درونگیر شدن
- دست یازی کردن
- مختل کردن
- مخل شدن
- منقص کردن
- مورد تاخت و تاز قرار دادن
- هجوم بردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " invade " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "invade" با ترجمه به فارسی
-
تاخت و تاز کننده · تاراج کننده · دست اندازنده · متجاوز · مهاجم
-
منطقه مورد تاخت و تاز
-
تاخت و تاز کننده · تاراج کننده · دست اندازنده · متجاوز · مهاجم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن