ترجمه "invader" به فارسی
مهاجم, متجاوز, تاخت و تاز کننده بهترین ترجمه های "invader" به فارسی هستند.
invader
noun
دستور زبان
One who invades; an assailant; an encroacher; an intruder. [..]
-
مهاجم
nounAzkadellia's invaders must be made an example of!
مهاجم هاي آزکادليا بايد يه نمونش رو ساخته باشن
-
متجاوز
What do a bunch of space invaders want with a guard from Daxam?
یه مشت سفینه فضایی متجاوز از یه نگهبان تو دکسام چی میخوان ؟
-
تاخت و تاز کننده
-
ترجمه های کمتر
- تاراج کننده
- دست اندازنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " invader " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "invader" با ترجمه به فارسی
-
(با جنگ و قشون) گرفتن · (وارد چیزی شدن و در آن پراکنده شدن معمولا با اثر بد) فرا گرفتن · برتاختن · بی اجازه داخل شدن · تاخت و تاز کردن · تجاوز (نظامی) کردن · درونگیر شدن · دست یازی کردن · مختل کردن · مخل شدن · منقص کردن · مورد تاخت و تاز قرار دادن · هجوم بردن
-
منطقه مورد تاخت و تاز
-
(با جنگ و قشون) گرفتن · (وارد چیزی شدن و در آن پراکنده شدن معمولا با اثر بد) فرا گرفتن · برتاختن · بی اجازه داخل شدن · تاخت و تاز کردن · تجاوز (نظامی) کردن · درونگیر شدن · دست یازی کردن · مختل کردن · مخل شدن · منقص کردن · مورد تاخت و تاز قرار دادن · هجوم بردن
-
(با جنگ و قشون) گرفتن · (وارد چیزی شدن و در آن پراکنده شدن معمولا با اثر بد) فرا گرفتن · برتاختن · بی اجازه داخل شدن · تاخت و تاز کردن · تجاوز (نظامی) کردن · درونگیر شدن · دست یازی کردن · مختل کردن · مخل شدن · منقص کردن · مورد تاخت و تاز قرار دادن · هجوم بردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن