ترجمه "invalidity" به فارسی

بطلان, عدم اعتبار, پوچی بهترین ترجمه های "invalidity" به فارسی هستند.

invalidity noun دستور زبان

The state of being invalid; lack of validity. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بطلان

    noun
  • عدم اعتبار

    noun
  • پوچی

    The princess added, as if supposing that this translation of the word would effectively prove to Prince Vasili the invalidity of his contention.

    شاهزاده خانم تصور میکرد که با این ترجمه صریح فرزند نامشروع، پوچی و بیاساسی مسأله مورد بحث را نشان داده است.

  • ترجمه های کمتر

    • علیلی
    • ناتوانی
    • بی اعتباری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " invalidity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "invalidity" با ترجمه به فارسی

  • بیمه درمانی · حقوق دوره بيماری
  • بطلان · عدم اعتبار
  • آکمندی · انگشتالی · توان کاستگی · رنجوری · زمین گیری · علیلی · نزاری
  • (قانونا) بی اعتبار کردن · از ارزش قانونی انداختن · باطل کردن · خنثی کردن · لغو کردن
  • (از خدمت یا حضور در جبهه)معاف پزشکی کردن · (انگلیس - خدمت نظام) معافیت پزشکی دادن · از کار انداختن · امتیاز دادن · باطل · بدون ارزش قانونی · بی اعتبار · رنجور · زمینگیر · علیل · مريض · ناتوان · ناتوان ساختن · ناتوان کردن · نامعتبر · پوچ
  • باطل سازی · بهم زنی · بی اثر سازی · فسخ · پوچ سازی
  • بیارزش- بیاعتبار
  • (از خدمت یا حضور در جبهه)معاف پزشکی کردن · (انگلیس - خدمت نظام) معافیت پزشکی دادن · از کار انداختن · امتیاز دادن · باطل · بدون ارزش قانونی · بی اعتبار · رنجور · زمینگیر · علیل · مريض · ناتوان · ناتوان ساختن · ناتوان کردن · نامعتبر · پوچ
اضافه کردن

ترجمه های "invalidity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه