ترجمه "invariable" به فارسی
ثابت, یکنواخت, دامند بهترین ترجمه های "invariable" به فارسی هستند.
invariable
adjective
noun
دستور زبان
Not variable; constant. [..]
-
ثابت
adjective nounIt is so invariable it startles me.
انقدر اين موضوع ثابت ـه که خود من رو هم ميترسونه
-
یکنواخت
and when the officer turned to her with a question, she invariably answered with a hasty, low bow:
موقعی که افسر از وی سئوالی مینمود تعظیم بسیار غرائیکرده با صدائی یکنواخت جواب میداد:
-
دامند
-
ترجمه های کمتر
- نادگرسان
- تغییر ناپذیر
- دگرش ناپذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " invariable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "invariable" با ترجمه به فارسی
-
نظریه نامتغیر
-
تغییر ناپذیری · ثبات
-
(ریاضی) پایا · استاد · اصل ناوردایی · ثابت · دامند · دگرش ناپذیر · نادگرسان · ناوردا · پایدار · یکسان
-
سیستم تغییرناپذیر با زمان
-
استقلال از مقیاس
-
بطور تغییر ناپذیر · بطور ثابت · مطلقا · همواره · همیشه
-
بطور تغییر ناپذیر · بطور ثابت · مطلقا · همواره · همیشه
-
بطور تغییر ناپذیر · بطور ثابت · مطلقا · همواره · همیشه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن