ترجمه "invariant" به فارسی

ثابت, ناوردا, دامند بهترین ترجمه های "invariant" به فارسی هستند.

invariant adjective noun دستور زبان

not varying; constant [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ثابت

    adjective noun

    It is so invariable it startles me.

    انقدر اين موضوع ثابت ـه که خود من رو هم ميترسونه

  • ناوردا

    property of mathematical objects that remains unchanged for transformations applied to the objects

  • دامند

  • ترجمه های کمتر

    • نادگرسان
    • پایدار
    • یکسان
    • استاد
    • (ریاضی) پایا
    • اصل ناوردایی
    • دگرش ناپذیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " invariant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "invariant" با ترجمه به فارسی

  • نظریه نامتغیر
  • تغییر ناپذیری · ثبات
  • سیستم تغییرناپذیر با زمان
  • استقلال از مقیاس
  • بطور تغییر ناپذیر · بطور ثابت · مطلقا · همواره · همیشه
  • تغییر ناپذیر · ثابت · دامند · دگرش ناپذیر · نادگرسان · یکنواخت
  • بطور تغییر ناپذیر · بطور ثابت · مطلقا · همواره · همیشه
  • بطور تغییر ناپذیر · بطور ثابت · مطلقا · همواره · همیشه
اضافه کردن

ترجمه های "invariant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه