ترجمه "invagination" به فارسی

تعلق روده, توی خود برگشتگی, توی هم گیر کردگی بهترین ترجمه های "invagination" به فارسی هستند.

invagination noun دستور زبان

One of the methods by which the various germinal layers of the ovum are differentiated. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعلق روده

  • توی خود برگشتگی

  • توی هم گیر کردگی

  • غلاف شدگی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " invagination " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "invagination" با ترجمه به فارسی

  • (به ویژه در مورد تشکیل گاسترولا - به طرف داخل لوله خم شدن و غلاف یا حفره تشکیل دادن) درون نیامیدن · در نیام قرار گرفتن یا قرار دادن · در نیام گرفتن · رجوع شود به intussuscept · غلاف کردن
اضافه کردن

ترجمه های "invagination" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه