ترجمه "inurement" به فارسی
خو کردکی, خو گرفتگی, معتاد سازی بهترین ترجمه های "inurement" به فارسی هستند.
inurement
noun
دستور زبان
custom, habituation; normal practice [..]
-
خو کردکی
-
خو گرفتگی
-
معتاد سازی
-
پینه خوردگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inurement " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inurement" با ترجمه به فارسی
-
(به ویژه کارهای دشوار یا ناخوشایند) خو دادن · آموخته کردن · به مرحله ی اجرا درآمدن · به کار افتادن · عادت کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن