ترجمه "invertible" به فارسی
برگرداندنی, قابل قلب, معکوس شدنی بهترین ترجمه های "invertible" به فارسی هستند.
invertible
adjective
دستور زبان
Capable of being inverted or turned. [..]
-
برگرداندنی
-
قابل قلب
-
معکوس شدنی
-
وارونه شدنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " invertible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "invertible" با ترجمه به فارسی
-
(روان پزشکی) همجنس باز · (ریاضی) عکس کردن · (شیمی) دگرگون شده · برگرداندن · دمرو کردن · سرنگون کردن · قلب کردن · معکوس کردن · نگون کردن · نگونسار کردن · هر چیز یا شخص وارون شده · وارون شده · وارون کردن · وارونه کردن · واژگون کردن · پس و پیش کردن · پشت و رو کردن
-
شربت اینورت
-
آينه وارونه
-
(انگلیس) ویرگول (کامای) وارونه · نشان بازگو · نشان نقل قول · گیومه
-
ماتریس وارون
-
رجوع شود به mordent
-
(آمیزه ای از دکستروز و لولز که در میوه ها یافت می شود) شکر وارون شده
-
inverters schematics circuits
اضافه کردن مثال
اضافه کردن