ترجمه "invest" به فارسی
پوشاندن, دادن, دربرگرفتن بهترین ترجمه های "invest" به فارسی هستند.
invest
verb
noun
دستور زبان
(dated) To clothe or wrap (with garments). [..]
-
پوشاندن
verb -
دادن
verbThis is about sharing and investing in kindness.
این یعنی سهیمشدن و نشان دادن مهربانی و حسنِ نیت.
-
دربرگرفتن
Verb
-
ترجمه های کمتر
- آراستن
- (ارتش) محاصره کردن
- (طی مراسم) به شغل گماردن
- (قدرت یا اختیار و غیره) اعطا کردن به
- (نادر) رجوع شود به vest
- اختیار دادن به
- جامه پوشاندن
- دارای ویژگی کردن
- دورگیری کردن
- سرمايه گذاری کردن
- سرمایه گذاری کردن
- صرف کردن
- فرا گرفتن
- قدرت دادن
- مزین کردن
- ملبس کردن
- منصوب کردن
- هدیه دادن
- وکالت دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " invest " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "invest" با ترجمه به فارسی
-
نرخ بازده سالانه سرمایه گذاری
-
تراکم سرمایه گذاری
-
سرمایه گذاری مالی
-
سرمایه گذاری مجاز
-
طرح سرمایهگذاری جمعی
-
ترويج سرمايهگذاي · سیاستهای سرمایهگذاری
-
ارزیابی سرمایه گذاری های سرمایه ای
-
بانک سرمایه گذاری · بانکداری سرمایهگذاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن