ترجمه "investigate" به فارسی

جستجو کردن, بررسی, تحقیق کردن بهترین ترجمه های "investigate" به فارسی هستند.

investigate verb دستور زبان

(transitive) To inquire into or study in order to ascertain facts or information. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جستجو کردن

    verb
  • بررسی

    So I have to continue my investigation and look for the true pattern.

    پس بررسی را ادامه میدهم و بدنبال الگوی اصلی میگردم.

  • تحقیق کردن

    I'm investigating things that begin with the letter M

    من درباره چیزهایی که با حرف م شروع میشود تحقیق کردم

  • ترجمه های کمتر

    • رسیدگی کردن
    • وارسی کردن
    • پژوهیدن
    • استفسار کردن
    • بررسی کردن
    • زمینه یابی کردن
    • پرسش کردن
    • کاوش کردن
    • کند و کاو کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " investigate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Investigate
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تحقیق

    noun

    The capable detective was assigned to investigate the cause of the tragedy.

    کارگاه کاردان مأموریت یافته تا علت تراژدی را تحقیق کند.

عباراتی شبیه به "investigate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "investigate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه